تابستان کجا بریم؟مناطق دیدنی و گردشگری ایران که تا به حال ندیدید!

چقدر کشورمون و مناطق جذاب و گردشگریمون رو میشناسید؟

آیا تمام شهر های این کشور چهار فصل رو گشتید؟

آیا تمام روستاها رو دیدید؟

امروز تیم دارامان ارگانیک قصد دارد که بهترین مناطق گردشگری ایران که از چشم شما پنهون مونده و ندیدید رو براتون معرفی کنه!

با ما همراه باشید….

(این پست هر روز به روز میشود)

وردیج و واریش ، شاید تنها طبیعت بکر استان تهران

فصل تابستان است و گرما امان خیلی ها را بریده. پایتخت نشینان که درگیر فعالیت های شهر نشینی اند و از این آب و هوا فراری.

در کنار کلافگی از گرمای تابستان، زندگی در کلانشهری مثل تهران انرژی و وقت زیادی را از آدم می گیرد. اگر فرصتی پیدا شود همه آن را صرف تفریح می کنند تا شاید انرژی لازم را برای ادامه فعالیت های زندگی شهری به دست آورند. کمبود وقت شاید یکی از همان مشکلاتی باشد که سفر رفتن را مشکل می کند.

آیا از آن دسته ساکنین تهران هستید که همیشه برای سفر و تفریح وقت کمی دارند؟ امروز کمی وقت بگذارید تا شما را با تفرجگاهی آشنا کنیم که بیخ گوش تهران است و همه امکانات را برای خلق یک آخر هفته خوب و خنک در اختیار شما می گذارد.

به قصد گشت و گذار در منطقه وردیج و واریش به غرب تهران می رویم.

وارد جاده ای می شویم که در ابتدا به وردیج و در انتها به واریش می رسد.

واریش و وردیج

از تهران فاصله می گیریم

در شمال غرب تهران، با فاصله کمی از شهر منطقه ای زیبا وجود دارد که با قرار گرفتن در آن و استشمام هوای پاک، نزدیکی به تهران کاملا فراموش می شود. منطقه ای ییلاقی که در تابستان هم آب و هوای خوبی دارد و با سخاوت هر چه تمام تر، طبیعتی زیبا و تماشایی را به گردشگران هدیه می دهد.

بالای محله وردآورد تهران، یک جاده آسفالته و کوهستانی پر پیچ و خم وجود دارد که ساختار آن مثل جاده امام زاده داوود است. این مسیر زیبا در امتداد رودخانه ای که در دره ای تنگ و عمیق در سمت غرب دره کن جریان دارد، به روستای وردیج و پس از آن به واریش منتهی می شود.

این منطقه به دلیل قرار گرفتن در یک موقعيت كوهستاني در غربي ترين نقطه شهر تهران در مجاورت بادهاي غرب به شرق تهران و عاري از هرگونه آلودگي تنفسي است.

روستاهای وردیج و واریش که جزء بخش کن و سولقانِ شهرستان تهران و به تازگی جزء منطقه ۲۲ شهری تهران هستند در این منطقه به چشم می خورند.

واریش و وردیج
وردیج و واریش
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

وردیج | دنیایی از زیبایی

با ورود به جاده فرعی و فاصله گرفتن از تهران زیبایی های زیادی چشم ها را خیره می کند. در ارتفاع ۱۸۵۰ متر از سطح دریا «خیابان شهید وردیجی» نشانه ورودی اولین روستای این مسیر یعنی روستای وردیج است. این روستا ۵۵۰ نفر سکنه دارد اما همیشه همه با هم در روستا نیستند. روستای وردیج بزرگ‌ترین روستای حریم شمال غرب تهران به شمار می‌رود و آب آن از چشمه سارهای متعددی خصوصا چشمه شاه و چشمه پااورزا و غیره تامين مي شود.

حوضچه هایی در شمال این روستا تعبیه شده اند که جهت جمع آوري آب رودها، چشمه ها، و آبهاي سطحي جهت آبياريِ باغها و تهيه آب شرب روستا از آنها استفاده می شود. در میانه روستا، باغ های وسیع گردو، سيب، خرمالو، توت و شاتوت منظره زیبایی را به وجود آورده است. خانه های روستاییان در جنوبی ترین بخش قرار دارد كه پنجره های شکسته ی تعداد زيادي از آنها، خالی از سكنه بودنشان را نشان می دهد. در میان خانه های اهالی و بومیان، ویلاهای بزرگ و کوچک و رنگارنگی وجود دارند که محل تعطیلات آخر هفته صاحبانشان هستند و شاید برای این روستا وصله ناجوری به حساب بیایند.

واریش و وردیج
واریش و وردیج
وردیج و واریش
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

جاذبه های وردیج

تابلویی با این مضمون در کنار روستا وجود دارد: “ورود افراد متفرقه به روستا و داخل شدن در باغها ممنوع مي باشد”. شاید کمی توی ذوقتان بخورد اما نگران نباشید، داخل روستای وردیج مقصد اصلی ما نیست. زیبایی های دیگری در این منطقه انتظار ما را می کشند. آبشار لت مال و دامنه ارواح سنگی دو جاذبه منحصر به فرد منطقه وردیج است که دنیایی تازه را برای ما به همراه دارند.

۱ ) آبشار لت مال

لت یعنی سنگ و مال یعنی مالیده شدن و مالش، و این نامِ آبشار تمثیلی از مالیده شدن آب روی سنگ و سنگ‌ها می باشد.

رودخانه های فصلیِ این منطقه  تنها از اواسط زمستان تا اواخر بهار جریان دارد. برای رسیدن به آبشار لت مال حدود یک ساعت پیاده روی از جاده اصلی لازم است. این آبشار از سه آبشار تشکیل شده که زیبایی خاصی را به وجود آورده اند. آبشار اول ۵ متر ارتفاع دارد و آبشار دوم کمی بلند تر است اما آبشار سوم درواقع آبشار اصلی لت مال است که ۳۵ متر ارتفاع دارد و به صورت پله مانند به پایین میریزد. قبل از ورود به جاده اصلی  و بعد از مجتمع معلم، پارک نموده و وارد دره میشوید. بعد از کمی پیاده روی  به اولین آبشار می رسید که ۵ متر ارتفاع دارد.

شنیدن موسیقی آبشار و تماشای سنگ هایی که با نرمش آب صیقل خورده اند، آرامش خاصی را به وجود می آورد. طبیعت یکی از شاهکارهای خود را به نمایش گذاشته است و هر چشمی را خیره می کند.

واریش و وردیج

۲ ) دامنه ارواح سنگی

اگر وارد روستای وردیج نشوید و از آن عبور کنید به منطقه ای می رسید که به دامنه ی ارواح سنگی یا آدمک‌جیان شهرت دارد. سنگ هایی که با اشکال خاص خود منظره ی جالبی را به نمایش گذاشته اند. این شکل ها بیش از هر چیز جمجمه انسان و بدن جانوران وحشی را به خود گرفته اند و شاید برای بسیاری این سوال پیش بیاید که سنگ ها جاندار شده اند یا جاندارها سنگ؟

افسانه ها و باورهای زیادی درباره این سنگ ها وجود دارد. برخی بر این باورند که این سنگ های پر از حفره بازمانده‌های یک قلعه قدیمی هستند که در کنار جاده ساخته شده است. برخی هم می گویند واقعا جاندارانی در این منطقه تبدیل به سنگ شده اند. البته تمام این ها تنها گفته هاییست که گاهاٌ شنیده می شود.

علم زمین شناسی  به وجود آمدن این اشکال را ناشی از  نوع خاصی از فرسایش بادی که هوازگی نام دارد، می‌دانند که یک نمونه کم نظیر و دیدنی را از تغییرات بافت زمین به تصویر کشیده است.

اما سوال مطرح درباره این سنگ ها این است که چرا فقط قسمت خاصی از این منطقه این شکل را به خود گرفته است؟

به هر حال از چگونگی پیدایش این سنگ ها که بگذریم، به راستی که منظره بدیع و مرموزی را به نمایش گذاشته اند، منظره ای که دیدنش خالی از لطف نیست.

واریش و وردیج
photo by Hadi Nikkhah
واریش و وردیج
واریش و وردیج
photo by Morteza Moradi

واریش | طبیعتی به یاد ماندنی

بعد از روستای وردیج، در انتهای جاده آسفالته روستای واریش قرار دارد. این روستا در ارتفاع ۲۲۵۰ متر از سطح دریا آب و هوای خنک تری نسبت به وردیج دارد به طوری که در زمستان بسیاری از سکنه آن جا را ترک می کنند. جمعیت واریش در فصول گرم سال به حدود ۴۰ خانوار می‌رسد اما در زمستان این جمعیت به کمتر از ۱۵ خانوار کاهش می یابد.

چشمه واریش با سخاوت، آب سرد گوارایی را به مردم هدیه می دهد. کنار این چشمه محل خوبی برای گذراندن یک آخر هفته به یادماندنی است. حتی برخی به آنجا می روند تا کمی از آب چشمه را با خود به خانه ببرند.

این روستا بسیار سرسبزتر از وردیج است و باغات آن دارای محصولاتی همچون  آلو، گیلاس، شاتوت و زردآلو می باشد.

هنگام ورود به واریش مبلغ ۵۰۰۰ تومان ورودیه از هر اتومبیل دریافت می شود. یک کیسه زباله از سوی دهیاریِ واریش در اختیار شما قرار می گیرد که زباله هایتان را در دامان طبیعت جا نگذارید. جمله “این روستا رفتگر ندارد، زباله را ببرید” بر دیوار نقش بسته است.

واریش و وردیج
وردیج و واریش
photo by Bahareh Fallah | Karnaval
وردیج و واریش
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

جاذبه های واریش

روستای زیبای واریش جاذبه هایی را در خود جای داده است که اوقات بسیار خوبی را به شما هدیه می کند.

۱) ارتفاعات پهنه حصار

رشته‌کوه و قله‌ای در منطقه البرز مرکزی و در شمال غرب تهران از ارتفاعات بخش کن به ارتفاع ۳۳۷۵ متر وجود دارد که رودی از دامنه ی شرقی این کوه سرچشمه گرفته و در مسیر خود، آبشار سنگان را می‌سازد و در نهایت به رود کن می‌ریزد.

این رشته‌کوه میان جاده سولقان و #جاده چالوس قرار دارد و از شمال به شهرستانک، از غرب به روستای خور و جاده چالوس، از شرق به دهکده سنگان و جاده سولقان و از جنوب به منطقه واریش و وردآورد می رسد.

بلندترین قله این رشته کوه “پهنه سار” است که”پهن حصار” و “پشته بند” و “گندم چال” هم نامیده می شود.

قله ی دیگری که در این ارتفاعات شهرت دارد چشمه شاهی نام دارد. در مورد موقعیت قله ی پهنه حصار و چشمه شاهی، اختلاف نظر وجود دارد اما از آنجا که پهنه حصار بلندترین قله رشته کوه است می توان گفت که قله شمالیِ دشت با ارتفاع ۱۰۰ متر بلندتر از قله جنوبی که سنگ چین و بادپناهی به ارتفاع ۱.۵ وطول و عرض حدود ۲.۵ متر دارد، همان “پهنه حصار” است و در این صورت قله جنوبی ” چشمه شاهی” خواهد بود. دشت پهنه حصار نیز مابین قله های پهنه حصار و چشمه شاهی قرار دارد.

واریش و وردیج

۲) امام زاده بی بی زرین قمر

در محلی از دشتی به نام پهنه حصار که در نزدیکی واریش است  امام زاده ای به نام بی بی زرین قمر وجود دارد. این امامزاده دو اتاق دارد یکی قبر بی بی زرین قمر و اتاق دیگر به صورت آشپزخانه که استراحت گاه و پناهگاه کوهنوردان است.

اعتقادات مردم دلیل مقدس بودن این مکان را این گونه توضیح می دهد:

“خواهران امام رضا ( ع ) به نام بدرالنساء و زرین قمر که از دست حاکمان وقت در حال فرار بودند برای رهایی به این صخره سنگ پناه می آورند و به جای گفتن ” یاهو ” ” یا الله ” می گویند: ” یا کوه ” و  کوه و سنگ شکافته شده  و آن ها در دل سنگ جای می گیرند. دشمنان با شمشیر ضربه ای به آنجا می زنند و شکافی پدید می آید که امروز ترک خودگی موجود در سنگ نشان از آن است.”

واریش و وردیج
وردیج و واریش

۳) جاده مسیح الله دین محمد

با گذر از روستای واریش وارد جاده‌ای می‌شوید که مسیر کوهنوردان و گردشگران است که از بالای روستا به سمت شمال شرق امتداد می یابد و پس از یک شیب ملایم به ارتفاعات پهنه‌سار منتهی می شود.

این جاده را خیابان “مسیح‌الله دین‌محمد” نامگذاری کرده‌اند. در واقع این نام  یادگاری است از سال‌های حماسه و نام و خاطره یکی از بزرگ مردان این آب و خاک.

مسیح‌الله دین‌محمد از خلبانان نیروی هوایی ارتش در عملیات تاریخی و پرتعداد فانتوم‌‌های ایرانی بر فراز خاک عراق در نخستین روزهای جنگ بود و هواپیمایش مورد اصابت پدافند عراق قرار گرفت و به شهادت رسید.

واریش و وردیج

تفریحات در روستاهای وردیج و واریش

اگر ساکن تهران هستید و برای آخر هفته خود برنامه ای ندارید وسایل پیک نیک خود را آماده کنید تا راهی وردیج و واریش شوید.

به پیاده روی در طبیعت علاقه دارید؟

اگر علاقه مند به پیاده روی هستید مسیر آبشار لت مال انتخاب خوبی برای شماست. جاده مسیح الله دین محمد در بالای روستای واریش گزینه خوبی برای تجربه یک پیاده‌روی دلچسب و سبک در یک مسیر بکر و خلوت برای شما خواهد بود.

دوچرخه سواری در کوهستان را دوست دارید؟

باز هم پیشنهاد ما برای شما رفتن به وردیج و واریش است.

یک مسیر خاکی در مقابل خروجی وردیج به سمت چپ وجود دارد که شما را به ارتفاع ۲۱۰۰ متری می رساند و سپس با امتداد در غرب به دامنه قله واریش و لیچه می رسد که با طی ۱۰ کیلومتر سر از روستای کندر کرج در می آورید. اگر خودروی ۲ دیفرانسیل یا دوچرخه کوهستان دارید به این مسیر وارد شده و از تماشای طبیعت لذت ببرید.

از علاقه مندان کوهنوردی هستید؟

باز هم می توانید به این منطقه بروید و لذت صعود به قلل پهنه حصار، چشمه شاهی و لیچه را تجربه کنید.

ماجراجو و به دنبال بهترین جا برای کمپینگ و عکاسی هستید؟

کمپینگ در این منطقه زیبا نیز بسیار لذت بخش است و محل های خوبی برای آن وجود دارد.

دوربین عکاسی خود را فراموش نکنید. اگر از کنار دامنه ارواح سنگی بدون هیچ عکسی عبور کنید حتما در آینده حسرت خواهید خود.

واریش و وردیج

کوهنوردی در وردیج و واریش

روستای واریش از مبدا های صعود به ارتفاعات پهنه حصار است که از آنجا صعود به قله اصلی با ارتفاع ۳۴۰۰ متر، حدود ۴ تا ۵ ساعت طول می کشد.

یک جاده خاکی در ضلع غربي روستای واریش وجود دارد كه به ضلع شمالي قله ليچه (پشت قله) جهت صعود به ارتفاعات پهنه حصار می رسد. قله ليچه در شمال غرب روستاي واريش واقع شده و از جنوب غرب  به قله دشته ( قله سايت مخابراتي كرج ) و از شمال به قله های ارتفاعات  پهنه حصار و روستاي كندر مشرف است، از شرق این ارتفاعات  قلل چين كلاغ، دوشاخ و پلنگ چال دیده می شود.

مبدا اصلي صعود به ارتفاعات پهنه حصار از روستاي كندر واقع در کرج و ابتداي جاده چالوس مي باشد. اگر قصد آغاز برنامه کوهنوردی از آنجا را دارید ابتدا وارد جاده چالوس شوید و در همان چند کیلومتر اول، تابلوی کوچک زرد رنگ کندر در سمت راست جاده و در کنار یک پل آهنی باریک را دنبال کنید.

مهم ترین مسیر های صعود به این ارتفاعات عبارتند از:

* از سمت جنوب، وردآورد و روستای واریش

* از سمت شرق، جاده امام زاده داود و روستای سنگان

* از سمت جنوب غرب، جاده چالوس و روستای کندر

* از سمت غربی، جاده چالوس و روستای چاران

* از سمت شمال غرب، جاده چالوس و روستای خور.

واریش و وردیج

اقامت در وردیج و واریش

این منطقه ی زیبا جزء استان تهران می باشد. اگر ساکن تهران و شهرهای همجوار هستید در قالب یک سفر یک روزه به این منطقه بروید و خوش بگذرانید.

در این روستاها امکانات اقامت وجود ندارد اما می توانید در تهران یا شهرهای همجوار آن اقامت کنید و یک روز خود را به بازدید از این روستاها اختصاص دهید.

البته تجربه ی کمپینگ در این منطقه هم می تواند تجربه ی جالبی را برای شما به ارمغان بیاورد. پس اگر به اصول کمپینگ آشنایی دارید می توانید آن را امتحان کنید.

وردیج و واریش
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

آب و هوای وردیج و واریش

به دلیل قرارگیری در منطقه ی کوهستانی آب و هوای این دو روستا در فصول گرم سال خنک و مطبوع و در فصول سرد ، سرد و خشک است. سرمای منطقه به حدی سخت است که موجب خروج روستاییان از روستا در فصول سرد می گردد.

وردیج و واریش
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

بهترین فصل سفر به وردیج و واریش

طبیعت در همه فصول زیباست. این منطقه هم چهار فصلش دیدنی است. در بهار شکوفه ها لباس تازه ای بر تن طبیعت می کنند و مناظر بدیعی را به وجود می آورند، در تابستان همه جا سرسبز است و خنکای نسیم جریان دارد، پاییزِ هزار رنگ به همه جا رنگ می پاشد و زمستان همه جا را سفید پوش می کند.

اما وردیج و واریش مقصد مناسبی برای فرار از گرمای تابستان و هوای آلوده ی تهران هستند. برای سفر به این منطقه در زمستان احتیاط لازم است اما تجربه قدم زدن روی برف پانخورده جذابیت خاص خود را دارا می باشد.

 

واریش و وردیج
وردیج و واریش
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

هزینه ورودی

ورود به روستای وردیج برای ساکنانش خیلی خوشایند نیست. اما شما برای دیدن زیبایی های این روستا مانند آبشار و دامنه ارواح سنگی هزینه ای نمی پردازید.

برای ورود به روستای واریش پرداخت ۵۰۰۰ تومان ورودیه لازم است که این مبالغ توسط دهیاری، صرف جمع آوری زباله ها و آماده سازی محیط، برای گردشگران می شود.

واریش و وردیج

راه دسترسی

اگر قصد رفتن به این منطقه زیبا را دارید  انتهای اتوبان همت غرب به هنگام گذر از کنار دریاچه تابلوی وردیج و واریش به چشم می خورد. با ورود به جاده کوهستانی و طی حدود ۱۰ کیلومتر در حالیکه ۵۰۰ متر ارتفاع گرفته اید به روستای وردیج در سمت راست خواهید رسید. پس از وردیج با ادامه مسیر در حدود ۵ کیلومتر، به روستای واریش و انتهای جاده آسفالته می رسید.

در انتهای اتوبان همت با ورود به بلوار پژوهش و رسیدن به شهرک دانشگاه شریف به خیابان شهید اردستانی وارد شوید. در انتهای شمالی خیابان تابلوی کوچک سفید رنگی با عنوان “روستای وردیج – روستای واریش” وجود دارد که ابتدای جاده کوهستانی وردیج و واریش را نشان می‌دهد.

در مسیر دیگر از اتوبان تهران-کرج از پشت پمپ بنزین وردآورد ( ورودی از پمپ بنزین ) به سمت خیابان شهید اردستانی بروید و وارد جاده کوهستانی این منطقه ییلاقی شوید.

واریش و وردیج

پیشنهادات کارناوالی

به منظور حفظ حریم شخصی اهالی روستا به هنگام گردش، وارد باغات و املاک خصوصی نشوید.

تمامی درختان میوه در روستا چه در باغات چه در گذرراه ها و خیابان دارای مالک خصوصی است پس به ثمره ی آن دست نزنید.

در جاده مغازه ای برای تهیه مایحتاج شما وجود دارد. همچنین مغازه ای در روستای واریش ثمرات باغ ها و تعداد محدودی از محصولات کارخانه ای را به فروش می رساند. لذت چشیدن طعم میوه های خوشمزه را از دست ندهید.

به پاس نعماتی که طبیعت به ما هدیه می کند کوچکترین کار این است که خاطرش را با آسیب زدن به آن نیازاریم. یادتان باشد طبیعت فقط سهم ما نیست و متعلق به همگان است.

از آب چشمه ها بنوشید و لذت خوردن آبی گوارا از دامان طبیعت را تجربه کنید.

آسفالت جاده کوهستانی این منطقه در قسمت هایی دچار آسیب شده است پس احتیاط را فراموش نکنید.

به دلیل آنکه در این منطقه رستورانی وجود ندارد، حتما غذای مورد نیاز خود را همراه ببرید.

وردیج و واریش
photo by Bahareh Fallah | Karnaval
وردیج و واریش
photo by Bahareh Fallah | Karnaval
وردیج و واریشphoto by Bahareh Fallah | Karnaval

…………………………………………………………………

ییلاق ماسال کجاست؟

ماسال سرزمینی است که به خاطر ییلاق‌های اطرافش و پدیده اقیانوس ابر که به وفور در آن رخ می‌دهد بسیار پر طرفدار شده است.

ماسال شهری در استان گیلان ایران که در کنار کوه‌های تالش واقع شده‌است. معنی کلمه ماسال کوه وار یا کنار کوه یا دارای کوه است که از کلماتی مانند مسال,مازال و… گرفته شده است. این شهر  در کنار رودخانه خالکایی واقع، که این رودخانه از قله مرتفع شاه‌معلم سرچشمه می‌گیرد پس از طی ۴۰ کیلومتر از درون شهر ماسال گذر می‌نماید.

شهرستان ماسال دو بخش مرکزی و شاندرمن دارد که هر دو آنها طبیعتی دست‌نخورده به شمار می آیند. در شهرستان ماسال بیش از 17 غار بزرگ و کوچک وجود دارد که بزرگ‌ترین آنها غار  آویشو است که بین مناطقی همچون تائی بنه، انده چو و خماسون در بستر دره‌ای کم آب قرار دارد. این غار شگفت انگیز که در حوزه جغرافیایی بخش شاندرمن شهرستان ماسال واقع شده و همچنین از بزرگترین غارهای گیلان و در نوع خود یکی از کم نظیرترین غارها در سطح کشور است.

در ماسال می‌توانید علاوه بر دیدن غار آویشوی، سری هم به منطقه جنگلی طاسکوه و آری دول، منطقه باستانی اسبه ریسه با غارها و صخره‌های بلند، گردشگاه جنگلی ریزه مندان، ییلاق شالماء، چسلی، بیلگاه دون، اسپی دشت، دشت النزه و ویرگاه، خندیله پشت، مارجونه، رشته پشت و شنه راه، واشیار، اولسه بلنگاه، صی فی، نم نمه پشت، خشکه دریا، تلارگاه ملومه بند، غارآویشو، مناطق باستانی درخانه، گیله سرا و وردم بزنید و جاذبه‌های تاریخی و طبیعی این منطقه را از نزدیک ببینید.

http://www.beytoote.com/images/stories/iran/hhii1-15.jpg

  • زمان سفر برای بازدید از  ییلاق ماسال چه فصلی از سال است؟

 سفر به ییلاقات معمولا از اواسط اردیبهشت ماه آغاز می‌شود و تا پایان تابستان ادامه می‌یابد. هر چند که ییلاق ماسال دارای زیبایی کم نظیری در فصل پاییز است. اما گردشگران کمتری در فصل پاییز به این منطقه سفر می‌کنند. هایپرشیا در فصل بهار، تابستان و پاییز تورهایی را برای این منطقه اجرا می‌کند.

http://www.shahrdarimasal.org/images/bam.jpg

  • از چه مسیری به دیدن این ییلاق برویم؟

فاصلهٔ ماسال از شهر تالش 60 کیلومتر است و با رشت از راه صومعه‌سرا 55 کیلومتر فاصله دارد. ماسال با موقعیت جلگه ای در فاصله 50 کیلومتری شمال غرب رشت و در 20 کیلومتری غرب فومن و صومعه سرا واقع شده است. فاصله شاندرمن تا رشت 50 کیلومتر به سمت شمال غربی است. برای رفتن به غار آویشو نیز باید از رشت به سمت ماسال و سپس به سمت شاندرمن بروید و از روستاهای سیاهمرد، چالسرا و سپس از کنار بقعه درویش شاه امیر شاندرمن گذر کنید. این مسیر را می توان با سواری طی کرد که حدود 35 کیلومتر از شاندرمن فاصله دارد.

  •  برنامه پیشنهادی هایپرشیا برای سفر به ییلاق ماسال چیست؟
 بازدید از این منطقه سفری دو روزه پیشنهاد می‌کند.

روز 1: برای رسیدن به ییلاق زیبای ماسال، صبح زود از مسیر قزوین و رشت به سمت شهرستان ماسال بروید. ناهار را در رستورانی در ماسال صرف کنید. از آنجا به اولسبلنگاه و از بین خانه های روستایی محلی را برای اقامت انتخاب کنید. از تهران حدود 380 کیلومتر به مدت 5:30 ساعت (در ماشین و در شرایط عادی جاده) در راه خواهید بود. بعد از ناهار کوه‌پیمایی سه ساعته خواهید داشت، برای بازدید از مناظر اطراف؛ در این گشت از فضا و دورنمای منطقه لذت ببرید. پس از بازگشت به اولسبلنگاه، شب را در کلبه‌های چوبی اولسبلنگاه که یکی از بهترین اقامت‌گاه‌های منطقه است بگذرانید.

روز 2: صبحانه را در رستوران کلبه چوبی صرف کنید و بعد از صبحانه با یک ساعت نیسان سواری به ارتفاعات آلاله پشت بروید. بعد از بازدید و پیاده‌روی در منطقه دوباره با نیسان به اولسبلنگاه بازمی‌گردید و پس از صرف ناهار به سمت تهران حرکت کنید،  هایپرشیا پیشنهاد می‌کند در صورت امکان برای خرید سوغات در منجیل توقفی داشته باشید تا شب به تهران برسید.

 قلعه رودخان گیلان ، تماشای تاریخ در دل طبیعت

قلعه رودخان

قلعه رودخان

قلعه رودخان

چرا قلعه رودخان؟


– قلعه رودخان، جاذبه ای است که تماشای توآمان تاریخ و طبیعت را برایتان ممکن می کند.

– مسیر رسیدن به این جاذبه بسیار زیباست و لحظات خوشی را  برایتان می آفریند.

قلعه رودخان
photo by Hamed Fayeghi

در مسیر قلعه رودخان…

فرقی نمی کند که از کجا راهی قلعه رودخان شوی؛ رسیدن به این قلعه ی تماشایی تنها از طریق گذر از جاده ای زیبا و رفتن به اعماق جنگل امکان پذیر است.

راه آسفالته ای که در کنارش رودخانه ای جریان دارد شما را پس از پشت سرگذاشتن پیچ های متعدد به محلی می رساند که باید از ماشین ها پیاده شوید و قدم زنان خودتان را به نقطه ی آغاز جنگل انبوه برسانید. سختی راه از اینجا شروع می شود که باید از هزار پله بالا بروید. البته مسیر، با خروش رودخانه و حضور درختان سر به فلک کشیده، آنقدر زیباست که مجبور می شوید بارها و بارها بایستید و به تماشای مناظر بپردازید و خستگی از یادتان برود.

در طول مسیر افراد محلی را می بینید که محصولات خود را برای شما آماده ساخته اند و می توانید از آنها خرید کنید. در پایان این مسیر پلکانی، ورودی قلعه را خواهید دید و غرق در تماشای آن خواهید شد…

قلعه رودخان
photo by Behzad Moghadam
قلعه رودخان
photo by Masoud Sabooti

قلعه رودخان | بزرگترین قلعه آجری ایران

بر فراز ارتفاعات جنگلی شهرستان فومن، بنایی تاریخی در میان درختان سر به فلک کشیده و در  ارتفاعی بین ۶۶۵ تا ۷۱۵ متر ارتفاع از سطح دریا خودنمایی می کند که با نام قلعه رودخان، دژ رودخان یا قلعه حسامی شناخته می شود و عنوان بزرگترین قلعه آجری ایران را به خود اختصاص داده است.

این قلعه متعلق به دوره سلجوقیان است و سفری متفاوت را برایتان رقم می زند که در آن، ناگزیر به پیاده روی نیمه سنگین می شوید و طبیعت گردی و سفری فرهنگی-تاریخی را تجربه می کنید. در سمت راست این قلعه، رودخانه اي به همين نام از شمال به جنوب جریان دارد كه از ارتفاعات سرچشمه می گیرد و حیات را در این فضا ممکن می کند.

دکتر منوچهر ستوده در کتابی با نام “آستارا تا استرآباد” از این قلعه با نام سومین بنا از عجایب هفتگانه گیلان یاد می کند و ویژگی های شگفت انگیز آن را به تصویر می کشد. وی در این باره می گوید:

من تاکنون دژی به عظمت و استحکام قلعه رودخان ندیده ام. تنها دژی که می تواند برابر همان قلعه باشد، قلعه اصطخر فارس است. دژهای خراسان و الموت رودبار و طارم زنجان در مقابل این دژ، بسیار کوچک و ناچیزند و شاید مساحت ۱۰ یا ۱۲ دژ، مساوی اراضی قلعه رودخان باشد

قلعه رودخان ترکیبی از هوشمندی در معماری، ساختار دفاعی و ویژگی‌های استراتژیکی و رزمی است و به همین سبب از تاریخ ۳۰ مرداد سال ۱۳۵۴ با شماره ۱۵۴۹/۳ در فهرست آثار ملی ایران  قرار دارد.

قلعه رودخان
photo by Majid Brzegar

ویدیویی زیبا از قلعه رودخان را تماشا کنید

 

تاریخچه قلعه رودخان

برای آنکه بیشتر با تاریخچه و اهمیت قلعه رودخان آشنا شویم باید نگاهی به تاریخ بیاندازیم و از وضعیت گیلان در زمان های دور مطلع شویم. گیلان در آن زمان به به دو منطقه ی بی یه پس یا گیلان غربی و بی یه پیش تقسیم و فومن تا سال ۹۵۱ شمسی به عنوان مرکز گیلان غربی شناخته می شد. عنوان مرکز گیلان غربی برای فومن کافی بود تا حکمرانان آن زمان به فکر احداث قلعه مستحکمی جهت دفاع از حوزه استحفاظی خود بیفتند تا هم محلی برای استقرار حکومتیان باشد و هم به عنوان پایگاهی نظامی مورد استفاده قرار گیرد.

قلعه رودخان، برای مدت ها تخت سلطنت و مرکز حکمرانی حکام گیلانی بیه پس بوده و در متون تاریخی و جغرافیایی گیلان تا قبل از قرن دهم هجری نامی از  آن دیده نمی شود اما عبدالفتاح فومنی در صفحه ۱۸۳ کتاب تاریخ گیلان چنین داستانی را از قلعه رودخان ارائه می کند:

امیره شاهرخ و کامیاب، پسران امیره سالار و بنی اعمام حسین خان بودند که به دستور حسن خان کهدمی در کوه قلعه رودخان کشته شدند.

با این حال بسیاری از کارشناسان، بر اساس برخی شواهد تاریخی دیگر معتقدند که این قلعه در دوران ساسانیان و در زمان حمله ی اعراب به ایران ساخته شده و در دوره ی سلجوقیان مورد مرمت قرار گرفته است. نتایج سالیابی انجام شده توسط پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار فرهنگی، تاریخی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری کشور نیز قدمت این قلعه را، دوره ی سلجوقی تخمین می زند.

سلاطین اسحاقوند از سال ۵۵۰ تا ۱۰۰۲ هجری قمری، حاکم قسمت اعظمی از این مناطق بوده اند و خود را منسوب به اشکانیان می دانستند. آنها  قلعه رودخان با توجه به موقعیت دفاعی ممتاز و استراتژیک آن، به عنوان مقر فرمانروایی خود  در نظر گرفتند و با تجدید بنا و مرمت آن تمام تلاش خود را در حفظ آن نمودند.

بر روی کتیبه سردر ورودی قلعه که در موزه گنجینه رشت قرار دارد، نوشته شده که این قلعه در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری برای سلطان حسام الدین تجدید بنا شده است. امیره حسام الدین دباج فومنی (مظفرالسلطان)، فرمانروای بیه پس بود که به عنوان اولین قدرت منطقه‌ای که از دستورات صفویان سرپیچی کرد، از وی یاد می شود. او به بازسازی قلعه رودخان پرداخت تا در آنجا دست به مقاومت بزند اما موفق نشد و پس از گریختن به سمت دربند، دستگیر و در تبریز اعدام شد.

منوچهر ستوده به نقل از افراد محلی، سرنوشت این کتیبه را این گونه بیان می کند:

مردی هندی سنگ کتیبه را از جایش کنده و پایین انداخته و دیگران، آن را شکسته اند و پاره های آن را به دره مقابل درب ورودی انداخته اند.

هدایت خان، حاکم فومن، نیز در سال ۱۱۷۵ هجری قمری، در زمان قیامش علیه کریم خان زند، تمام تلاش خود را در راستای تعمیر قلعه به کار گرفت و آن را به توپ های جنگی تجهیز نمود تا برای دفاع آماده شود.

در طول تاریخ این قلعه، گروه های مبارزاتی مختلفی را به خود دیده که از جمله ی آنها می توان به اسماعیلیان اشاره نمود و یا بر اساس برخی احتمالات آن را پایگاهی برای میرزا کوچک خان جنگلی به مدت سه سال دانست.

قلعه رودخان
قلعه رودخان

کشف قلعه رودخان توسط یک لهستانی

در سال ۱۸۳۰ ميلادي (حدود ۱۲۴۵ قمری)، یک محقق لهستاني الاصل به نام آلكساندر شودزكو خچكو به هنگام انجام تحقيقات در گيلان، برای نخستین بار قلعه رودخان را دید و در يادداشت هاي خود موقعيت آن را به ثبت رساند.

او درباره قلعه رودخان می نويسد:

دژي است بر بالاي كوهي در قسمت علياي رودخانه اي به همين نام، بام آن سنگي است و طرفين ورودي داراي دو برج دفاعي مستحكم است و بر كتيبه سردر ورودي آن حك شده است كه اين قلعه براي نخستين بار در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری براي سلطان حسام الدين اميردباج بن امير علاءالدين اسحق تجديد بنا شده است.

او در جایی دیگر درباره ی این قلعه چنین می گوید:

قلعه رودخان دژی است بر بالای کوهی در قسمت علیای رودخانه ای به همین نام، باروی آن از سنگ و آجر است و در طرفین در ورودی دو برج دفاعی مستحکم وجود دارد.

قلعه رودخان

نگاهی به معماری قلعه رودخان

عظمت خاص این قلعه ناشی از انتخاب مکان مناسب، بهره گیری از مصالح مقاوم، به کارگیری شیوه های مختلف معماری و ایجاد اشکال هندسی متنوع است که در مجموع، هیبتی منحصربفرد را به آن بخشیده اند. کاربرد طاق های جناغی و انواع مختلف آن و استفاده از طرح های آجرکاری و سنگ چینی از دیگر وجوه قابل توجه قلعه رودخان است که دقت سازندگان را به تصویر می کشد.

قلعه رودخان مانند سایر قلعه های کوهستانی در بالاترین نقطه کوه واقع شده است. نمونه هایی دیگر از این قلعه ها در نقاط دیگر ایران نیز وجود دارند که از میان آنها می توان به قلعه بابک در کلیبر آذربایجان شرقی، قلعه ی حسن صباح در الموت قزوین، قلعه یزدگرد در ریجاب کرمانشاه و… اشاره نمود. این قلعه ها دو برج عظیم در دو طرف درب ورودی دارند و تعداد زیادی برج های کوچکتر با فواصل نامنظم، دور تا دور آنها را فرا گرفته است.

در اطراف دیوارهای قلعه های کوهستانی، شیب تندی وجود دارد تا حمله به قلعه را سخت یا ناممکن کند و جلوی نفوذ دشمن را بگیرد. بیشتر قلعه های کوهستانی به سبب فتح توسط افراد مختلف و عوامل طبیعی تا حدی از بین رفته اند اما در میان آنها قلعه رودخان یکی از سالم ترین هاست که همچنان زیبایی خاص خودش را دارد و در طول تاریخ، هیچ‌گاه مورد نفوذ و فتح دشمنان قرار نگرفته است.

محیط قلعه ۱۲۶۰متر می باشد و طول آن حدود ۵۰۰ متر و عرض آن در نقاط مختلف متفاوت است. این قلعه با فرم کلی نامنظم، مساحتی بالغ بر ۲۲۳۰۰ متر مربع را به خود اختصاص داده و ۴۰ برج و دیواری به طول ۱۵۰۰ متر نمای بیرونی آن را تشکیل می دهند. ارتفاع دیوارها از ۳ تا ۱۰ متر متغیر است و در نقاط حساس و نفوذ پذیر قلعه، دیوارها و برج ها با قطر و ارتفاع بیشتری ساخته شده اند. دور تا دور دیوارها و برج ها روزنه‌هایی شیب دار تعبیه شده تا برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی مورد استفاده قرار گیرند.

قلعه رودخان

مصالح به کار رفته در ساخت قلعه رودخان

با توجه به سختی راه و دسترسی مشکل قلعه به دنیای خارج، در ساخت بنا از مصالح پیرامون استفاده شده است. میلیون ها قطعه سنگ در ابعاد مختلف از صخره های اطراف کنده شده تا در ساخت پی ها، دیوارها و تقریبا نیمی از ارتفاع برج ها و باروها و تاسیسات ساختمانی به کار رود. در همه جای قلعه به جز محل دروازه ی ورودی و نقاط حساس، سنگ ها به صورت تراش خورده استفاده شده و در بقیه ی نقاط سنگ لاشه به کار رفته است.

در طبقات بالایی برج ها و باروها و پوشش سقف ها و کف ها استفاده از آجر مشهود است و وجود آثار کوره آجر پزی و تکه های آجر در حدود ۳۰۰ متری قلعه و در محوطه ای وسیع و هموار و عاری از درخت نیز این موضوع را تایید می کند.

چوب یکی دیگر از مصالح به کار رفته در این قلعه است که در درب ها، پوشش داخلی سقف طبقات اول، برج ها و واحد های مسکونی و پنجره ها دیده می شود.

با توجه به رطوبت بالای هوا در این منطقه استفاده از ملات گچ، ساروج و آهک همراه با خاکستر بهترین گزینه به نظر می رسد و نشان از هوشمندی سازندگان دارد.

قلعه رودخان

بخش های مختلف قلعه رودخان

قلعه رودخان به طور کلی از دو بخش تشکیل شده است:

ارگ یا شاه قلعه به عنوان محل زندگی حاکم و حرم سرای وی که در غرب قلعه و در دو طبقه بنا شده و جنس آن از آجر است.

قورخانه که به عنوان محل فعالیت های نظامی و زندگی سربازان کاربرد داشته است.

دو ارگ و شانزده قراول خانه ( پادگان) در قلعه قرار دارد و از آنجا که این بنا بر روی دو قله بنا شده است می توان سه بخش برای آن در نظر گرفت:

قسمت شرقی بر فراز تپه ۶۷۰ متری قرار دارد و یک دروازه، آن را از دیگر قسمت ها جدا کرده است.

۷ ساختمان اسکان سربازان، ۳ قراول خانه، یک سرویس بهداشتی و درب خروج اضطراری از جمله بناهای نیمه سالم این قسمت هستند و تنها پایگاه افسران ارشد مرمت شده و در وضعیت سالم قرار دارد.

قسمت میانی که محل قرارگیری دروازه ی اصلی است و در پایین ترین سطح قلعه قرار دارد.

این بخش مورد مرمت قرار گرفته و تقریبا همه ی بناهای موجد در آن در وضعیت سالم قرار دارند که به جز دروازه اصلی، ۵ محل اسکان سربازان و یک قراول خانه را شامل می شود.

قسمت غربی که روی شیب تند کوه احداث شده و  قسمت هایی همچون دروازه ی ورودی، چشمه، حوض، آب انبار، سردخانه، حمام، آبریزگاه، شاه نشین و تعدادی واحدهای مسکونی و قراول خانه (پادگان) را در بر گرفته است.

در این بخش تنها یک بنای مرمت شده و سالم مشاهده می شود که یکی از آن ها محل های اسکان سربازان است. بناهای نیمه سالم در این قسمت عبارتند از: ۱۱ ساختمان اسکان سربازان که دورتا دور این قسمت قرار گرفته اند، آب انبار، ۲ سرویس بهداشتی، ۲ قراول خانه و شاه نشین و گذرگاه ورود به آن.

قلعه رودخان

۱- وروردی قلعه

ورود به قلعه رودخان از طریق دروازه ی اصلی انجام می شود که در ضلع شمالی قرار دارد و به سبب قرارگیری شیب تند تپه و دو برج عظیم در دو طرف خود، کمتر در دسترس دشمنان قرار داشته است.

در دو طرف دروازه ی ورودی، دو سکو به چشم می خورد که از جنس لاشه سنگ و به ارتفاع یک و نیم متر ساخته شده اند تا به عنوان محلی برای استقرار محافظین مورد استفاده قرار گیرند.
درب ورودی با قوس جناغی (منحنی دارای راس تیز) که ۲.۶ متر عرض و ۳.۵ متر ارتفاع دارد ساخته شده است و افراد را به یک راهرو هدایت می کند. در دو طرف راهرو، سکوهایی قرار دارد و به همین سبب می توان به آن نقش بارانداز (محلی برای استراحت) را داد. پس از عبور از این راهرو محوطه ی قلعه نمایان می شود و از آنجا با پشت سر گذاشتن چند پله سنگی می توان به سمت پشت بام بالای دروازه رفت. این مسیر شما را به داخل برج های دروازه نیز می رساند.

در فاصله ی ۹۰ متری از دروازه اصلی، باریک ترین قسمت قلعه و محل تلاقی برج و باروهای شمالی و جنوبی قرار دارد و دروازه ی شرقی نیز در همان جا تعبیه شده است.

قلعه رودخان
قلعه رودخان

۲- برج ها

در دوسوی دروازه، برج های بزرگی قرار دارند که در قسمت پایینی توپر و در بالا توخالی هستند. این برج ها از بیرون به شکل استوانه به نظر می رسند اما در درون خود اتاق هایی هشت ضلعی دارند. در هر ضلع این اتاق های هشت ضلعی طاق نمایی به ضخامت  ۱.۵ متر دیده می شود که به روزنه یا پنجره هایی برای نور و حفاظت از قلعه منتهی می گردند. اندازه ی قطر و شکل این برج ها کمی با هم متفاوت هستند اما نقشه ی داخلی آنها به یک صورت است.

همه ی برج های قلعه دارای سقف هستند و قادر بوده اند تا نگهبانان را از  باد و باران و برف در امان نگه دارند. با ورود به برج ها متوجه وجود اجاق و دودکش در درون آنها می شوید که به منظور گرم شدن نگهبانان در سرمای زمستان تعبیه شده بودند.

طاق سقف ها دارای دورچین آجری می باشد و همگی آنها بدون تیر و با آجر ساخته شده و بر روی آنها گچکاری شده است. تعدادی از برج ها دو طبقه دارند که برخی از آنها در گذشته دارای سقف چوبی بوده اند.

 

قلعه رودخان
قلعه رودخان

۳- شاه نشین

مهم ترین بنای قلعه در قسمت غربی، شاه نشین است که محل استقرار حکمران بوده و در فاصله ۲۰۰ متری از دروازه ی ورودی و بر بلندترین نقطه ی قلعه در ارتفاع ۷۷۸ متری از سطح دریا واقع شده است.

این بنا از نظر شکل و ابعاد متفاوت از سایر سازه های قلعه به نظر می رسد و دو بخش تحتانی و فوقانی و یک تراس، قسمت های مختلف آن را تشکیل می دهند. تراس این بنا محل خوبی برای نشستن و تماشای قلعه به شمار می رود و در آن می شود از مناظر اطراف نیز لذت برد.

امروزه بقایای زیادی از این بنا به چشم نمی خورد اما بر اساس مطالعات در طبقه ی همکف آن دو اتاق و یک ایوان وجود داشته و ایوان مرکزی با راه پله ای به طبقه ی فوقانی راه می یافته است. اتاق فوقانی از درون به شکل یک هشت ضلعی بوده و از خارج به صورت نیم استوانه به نظر می رسیده است.

قلعه رودخان
قلعه رودخان

۴- پایگاه نظامی در بخش شرقی

بخش شرقی به عنوان پایگاه نظامی قلعه به شمار می رود و دروازه ی ورودی و یک خروج اضطراری یا دزد در، زندان، حمام، آبریزگاه، محل اسکان افسران ارشد و تعدادی واحد مسکونی و قراول خانه را در خود جای داده است. قراول خانه ها دو طبقه هستند و نورگیرها و روزنه های متعدد آنها امکان تسلط بر محیط پیرامون را فراهم می کنند. در این قلعه نیز مانند هر قلعه ی دیگری، درب خروج اضطراری تعبیه شده است که در ضلع جنوب شرقی آن قرار دارد. در انتهای شمال شرقی قلعه نیز یک ساختمان دو طبقه ی زیبا دیده می شود که بسیار دل انگیز به نظر می رسد.

وجود یک دروازه بزرگ، قراول خانه های متعدد، تاسیسات معماری و خروج اضطراری در این بخش نشان می دهد که بخش شرقی اهمیت ویژه ای در گذشته داشته و احتمالا محل نگهداری تسلیحات، مواد غذایی و مصالح ساختمانی بوده است.

قلعه رودخان
photo by Mehran Akbarian
قلعه رودخان

۵- غار نگهبانان

قلعه رودخان از قسمت جنوب به کوهی منتهی می شود که غاری را در خود دارد و به گفته ی افراد محلی، در زمان های گذشته به عنوان محل نگهبانی سربازها استفاده می شده است تا در صورت وقوع حمله بتوانند با علامت های مخصوص، ساکنان قلعه را آگاه سازند. دهانه ی این غار ۳ متر و ارتفاع آن ۴ متر ایت و عمقی برابر ۱۵ متر دارد.

متاسفانه تصویری از این بخش در دست نیست

قلعه رودخان
photo by Amir Shokri

۶- آب انبار

آب انباری در میان قلعه و در گودترین محل آن قرار دارد که در قديم آب مورد نياز قلعه به وسيله تنبوشه‌ها (لوله های سفالی) از ييلا‌ق زردخوني واقع در ارتفاعات غربي به حوض وسط آن هدايت مي‌شده است. این آب انبار در بخش غربی و در ارتفاع ۶۸۷ متر از سطح دریا قرار دارد و مساحت تقریبی آن ۱۳۰ متر مربع می باشد. به دلیل اهمیت حفاظت از آب انبار و نقش حیاتی آن در قلعه، دو ردیف برج دیده بانی در بالای بام و در دو طبقه احداث شده تا نگهبانان بتوانند به آن تسلط داشته باشند.

پس از زلزله سال ۱۳۶۹ گیلان دیگر آبی به این آب انبار نیامد اما در سال های بعد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گیلان نسبت به احیای آن اقدام نمود. امروزه آب مورد نياز برای قلعه و بازدیدکنندگان را از همان مكان و مسير با لوله‌هاي پلا‌ستيكي به قلعه انتقال می دهند و در یک آب انبار جديدالا‌حداث ذخیره می کنند.

قلعه رودخان
photo by ُSeyyed Mosleh Pirkhazraeian
قلعه رودخان

خوشگذرانی در قلعه رودخان

همانگونه که گفتیم قلعه رودخان تنها یک بنای تاریخی نیست و طبیعت اطراف، جلوه ای دیگر به آن داده است. به سبب این موقعیت ممتاز در این سفر می توانید از انجام فعالیت های زیر لذت ببرید:

۱- گشت و گذار و عکاسی

پیمایش مسیر رسیدن به قلعه از میان درختان سر به فلک کشیده می گذرد و به شما این فرصت را می دهد تا علاوه بر تصاویر قلعه، عکس هایی از زبیعت اطراف آن را نیز به یادگار ببرید.

۲- رستوران های محلی

قبل از آنکه پله های مسیر آغاز شوند، به رستوران های متنوعی برخورد می کنید که هر کدامشان می توانند با غذاهای محلی میزبان شما باشند و خاطره ای خوش را برایتان رقم بزنند.

قلعه رودخان
قلعه رودخان

۳- آتلیه با لباس های سنتی

در کنار رستورانها می توانید از آتلیه عکاسی هم استفاده کنید و با پوشیدن لباس های سنتی تصاویری خاص را از خود ثبت نمایید.

۴- خرید صنایع دستی و محصولات محلی

زنان روستاهای اطراف زیباترین دست بافته های خود را برای شما آماده ساخته اند که پیش از آغاز مسیر پله ها می توانید آنها را ببینید و بخرید. در طول مسیر رسیدن به قلعه بوی نان و سایر محصولات محلی به مشام می رسد که می توانند خستگی را از جانتان به در کنند.

قلعه رودخان
قلعه رودخان

امکانات رفاهی و گردشگری

در مسیر رسیدن به قلعه رودخان و پیش از رسیدن به پله ها، کف زمین شن ریزی شده و امکاناتی همچون رستوران، فروشگاه صنایع دستی، سرویس بهداشتی و نمازخانه در آن وجود دارد.

در محوطه ی قلعه نیز مکانی برای دسترسی به آب آشامیدنی، سرویس بهداشتی و نمازخانه تعبیه شده است تا بازدیدکنندگان بتوانند از آنها استفاده نمایند.

قلعه رودخان
photo by Seyyed Mosleh Pirkhazraeian
قلعه رودخان
قلعه رودخان
photo by Mehdi ra

ویژگی های دفاعی قلعه رود خان

علاوه بر نکاتی که تا به اینجا به آنها اشاره کردیم، به دو دلیل می توان این مکان را مناسب ترین جا برای احداث یک قلعه تدافعی دانست:

دلیل اول جریان رودخانه در کنار قلعه است که دکتر منوچهر ستوده در جلد یک کتاب “از آستارا تا استرآباد” درباره ی آن چنین می نویسد:

ارتفاع قلعه از شهر رشت ۶۸۰ متر است، در جهت شمالی قلعه، رودخانه ای به نام قلعه رودخان وجود دارد که با اندک باران، آب آن دو برابر می شود؛ به طوری که آب نسبتاً زیاد این رودخانه در گذشته مانع حرکت سربازانی بوده که به طرف این قلعه می رفته اند.

دلیل دوم جنگل های انبوه قدیمی هستند که با درختان کهن و سر به فلک کشیده مانعی برای دشمنان به حساب می آمدند و به همین خاطر این دژ کمتر از سایر همتایان خود مورد حمله متجاوزین قرار گرفته است.

قلعه رودخان
photo by Mehdi Riahi

دلیل نام گذاری

به سبب قرارگیری این قلعه در کنار رودخانه نام های باستانی دژ رودگان یا روگان را به آن اختصاص داده اند که در گذر زمان به قلعه رودخان تغییر یافته است. کلمه رودخان مخفف رودخانه است و قلعه رودخان به معنای قلعه ای است که در نزدیکی رودخانه قرار دارد. این قلعه در زبان تالشی  قله رخون نامیده می شود که تغییر یافته ی قلعه رودخان می باشد. علاوه بر این نام ها، در دوران هایِ تاریخی مختلف اسامی دیگری همچون هزارپله، حسامی، سکسار، سگسار و سگسال نیز به آن اطلاق شده است.

عنوان قلعه حسامی به حسام الدین دباج اسحقی و مرمت و تجدید بنای قلعه توسط وی اشاره دارد. عنوان هزار پله نیز بر اساس تعداد پله های منتهی به قلعه به آن اختصاص داده شده است. در طی کاوش های باستان شناسی نیز تعداد ۹۳۵ پله در امتداد دیوارها و برج ها از زیر خاک بیرون کشیده شد که این باور را تایید می کند. نام سگسال نیز از دو بخش سگ و سال تشکیل شده که احتمالا اشاره به این دارد که قلعه در سال سگ ساخته شده است.

قلعه رودخان
photo by Mehdi la

کاوش ها و پژوهش ها در قلعه رودخان

طی سال های ۱۳۷۹، ۱۳۸۲و ۱۳۸۳ کارهای پژوهشی بسیار مهمی در داخل بنای قلعه صورت گرفت. در این پژوهش ها مسیری برای کاوش باز گردید تا نکات تازه ای در مورد سال ساخت بنا کشف شود.

در جریان این کاوش ها کشفیاتی به دست آمد که عبارتند از:

سفال های دست ساز و چرخ ساز در دونوع لعابدار و بدون لعاب که قدمت آنها احتمالا به دوره صفویه می رسد.

چندین نوع کاشی شامل کاشی های مثلثی با لعاب یک دست قهوه ای سوخته، کاشی های شش گوش بزرگ به رنگ فیروزه ای، کاشی های تزئینی با لعاب آبی و نقش گل های سفید شاه عباسی که متعلق به دوره صفویه می باشد.

قلعه رودخان
قلعه رودخان
photo by Majid Homagostar

نگاهی به ویژگی های زمین شناسی منطقه

در تقسیم بندی زمین شناسی، به محل واقع شدن این قلعه، مجموعه گشت می گویند و طبق بررسی‌های اشتوکلین (زمین‌شناس سوئیسی و چهره‌ای ماندگار در زمین‌شناسی ایران) دو فاز دگرگونی را شامل می شود. اولی مربوط به پرکامبرین-پالئوزوئیک است که شدت دگرگونی آن بالاست و دیگری مربوط به زمان مزوزوئیک است که با شدت دگرگونی پایین مطلق همراه بوده است.

در این قسمت احتمال وجود ذخایر آهن بسیار بالاست و شواهدی مبتنی بر فعالیت معدن کاری باستانی در این منطقه نیز به دست آمده است که  از جمله ی آنها می توان به پس مانده‌های ذوب، اشاره نمود.

قلعه رودخان

بهترین فصل سفر

بهترین زمان برای بازدید از قلعه رودخان، بهار و تابستان است که طبیعت بسیار زیبا به نظر می رسد.

بهار و تابستان: سرسبزی درختان در این دو فصل جلوه ی خاصی به مسیر رسیدن به قلعه و خود آن می دهد.

پاییز: برگ های رنگارنگ تمام مسیر را می پوشانند و خالی شدن درختان باعث می شود تا افق دید بهتری داشته باشید اما در صورت باراش باران باید مسیر فوق العاده لیزی را بپیمایید.

زمستان: درست است که زمستان هم زیبایی خاص خودش را دارد اما خطرناک و لغزنده بودن مسیر باعث می شود تا کمتر کسی به قلعه رودخان برود. با کاهش دما و سرمای هوا بسیاری از دکه ها ی غذای محلی نیز دیگر خدماتی را ارائه نمی کنند.

قلعه رودخان
photo by ُSeyyed Mosleh Pirkhazraeian

کجا بمونیم؟

در سفر به قلعه رودخان گزینه های زیادی برای اقامت پیش روی شما قرار دارند. می توانید از هتل ها و مهمانسراهای شهرهای اطراف استفاده کنید و یا در یکی از ویلاها یا خانه های محلی اقامت نمایید. کمپینگ در طبیعت نیز یکی دیگر از گزینه های شماست که پیشنهاد می کنیم برای آشنایی با آن مطالب زیر را مطالعه نمایید:

قلعه رودخان

ملزومات سفر

در این سفر کفش شما نقشی حیاطی را بازی می کند پس مناسب ترین و راحت ترین نوع آن را انتخاب کنید تا قدرت پیمودن ۱۰۰۰ پله را داشته باشید.

از پای کوه تا قلعه حدود ۲ ساعت پله نوردی در پیش دارید و برای بازدید از قسمت های مختلف قلعه حدود یک تا دو ساعت زمان لازم است پس مایحتاج خود اعم از آب و غذا یا میان وعده را در یک کوله سبک قرار هید و با خود ببرید.

اگر باتوم دارید حتما با خودتان ببرید تا از فشار بر روی زانوهایتان بکاهید؛ البته در ابتدای مسیر می توانید چوب دستی هایی را که توسط محلی ها تهیه شده اند را نیز بخرید که قیمت نسبتا پایینی دارند.

قلعه رودخان
photo by ُSeyyed Mosleh Pirkhazraeian

راه دسترسی و اطلاعات بازدید

آدرس

استان گیلان، ۲۵ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن

راه دسترسی

برای رسیدن به قلعه رودخان، به شهر فومن بروید و از آنجا مسیر خود را به سمت جاده قلعه رودخان ادامه دهید. پس از عبور از روستاهای گشت، کرد محله، گشت رودخان، سیاه کش، گوراب پس، ملسکام، سعیدآباد (سید آباد) به روستای قلعه رودخان می رسید. دراین منطقه راه را ادامه دهید تا پس از عبور از حیدرآلات به محل پارک ماشین برسید. در این مکان از ماشین پیاده شده و پس از عبور از کنار مغازه های متعدد در مسیر شن ریزی شده به پای کوه برسید. از اینجا پس از طی مسیر ۱.۵ کیلومتری و پیمودن حدود ۱۰۰۰ پله، ورودی قلعه رودخان را خواهید دید.

فاصله از مرکز استان و شهرهای اطراف

رشت: ۴۹ کیلومتر

شفت: ۲۰ کیلومتر

فومن: ۲۵ کیلومتر

ماسوله: ۶۰ کیلومتر

زمان بازدید

همه روزه از ۸.۰۰ تا ۱۹.۰۰ در نیمه اول سال و ۸.۰۰ تا ۱۶.۰۰ در نیمه دوم سال

………………………………………………………………………………………………………

 تصاویر روستای لافت،بندری با غروب های حیرت انگیز در قشم

۱- دو دنیای متفاوت

به لافت که می رسی، پیش از آنکه رهسپار کوچه پس کوچه ها شوی باید سری به بام این روستا بزنی که مرز دو دنیای متفاوت در لافت است. در یک سوی این بام لافت سنتی را می بینی با همان بادگیرهای برافراشته و در سوی دیگر لافت نوساخته را با شکل و شمایلی متفاوت.

عکس نخست لافت تاریخی و عکس دوم بافت نوساز لافت را نشان می دهد.

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval
بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

۲- گنجینه ای از تاریخ و سنت

نامشان چاه های تلاست و در بافت تاریخی لافت قرار دارند. تعداشان به ۳۶۶ عدد می رسد و در گذشته در هریک از روز های سال درب یکی از آنها را باز می کردند تا از آبش استفاده کنند. حالا دیگر مثل گذشته ها نیستند اما بسیاری را برای دیدنشان به اینجا می کشانند.

بندر لافت
photo by Ali Fallah | Karnaval

۳- قلعه کهن

در کنار چا های تلا، دیوار قلعه ای کهن به چشم می خورد که پس از گذشت سال ها هنوز هم ایستاده و سایه اش را بر سر لافت انداخته است.

بندر لافت
photo by Ali Fallah | Karnaval

۴- در حسرت آب

در بالادست لافت، بنای سفید رنگ آب انبار، توجه تازه واردان را به خود جلب می کند و از آن جالب تر ماهی سفید رنگی است که گویی نمادی از حیات بخشی آب در این روستا و در کنار آب انبار است.

بندر لافت
photo by Ali Fallah | Karnaval
بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

۵- رهسپار کوچه ها می شویم…

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

۶- مهمان نمی خواهید؟

با قدم زدن در روستا، هوس می کنی در یکی از خانه ها را بزنی و بروی داخلشان تا از نزدیک همه چیز را لمس کنی و به خاطر بسپاری.

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

۶- و بادگیرها… قصه های تکرار نشدنی لافت

به هر بادگیر که نگاه می کنی به شکلی متفاوت آراسته شده است، گویی هر کدامشان قصه ای در دلشان دارند و سخنی تازه با رهگذران می گویند.

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval
بندر لافت
photo by Bahareh Fallah |Karnaval
بندر لافت
photo by Ali Fallah | Karnaval

۷- پایبندی به سنت ها

در میان فراموش شدگی سنت، دیدن بنایی نوساز که از معماری کهن روستا الهام گرفته است، جان آدم را تازه می کند. با خودت می گویی : هنوز هم پیدا می شوند آدم هایی که پاسدار سنت و تاریخند.

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

۸- لنج های به گل نشسته

زمان در این بندر و در کل جزیره به دو صورت تقسیم می شود: زمان جزر آب و زمان مد آب.

جزر آب که فرا می رسد آب از زیر کشتی ها می رود و آنها را اسیر گِل می کند؛ بالاخره لنج ها هم استراحت لازم دارند…

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

۹- لنج خوش شانس لافت

این یکی تسلیم جزر نشده و همچنان در میان آب خودنمایی می کند.

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

۱۰- و جادوی غروب آغاز می شود…

مگر می شود در لافت باشی و محو تماشای غروب نشوی. گویی کم کم، دریا، خورشید را می بلعد و در میان آبهایش پنهان می کند.

 

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval
بندر لافت
photo by Ali Fallah | Karnaval

۱۱- راویان قصه ی دریا

جادوی غروب، ناخداها را به نزدیکی اسکله می کشاند. گویی با هم وعده ی دیدار دارند. کافیست سر صحبت را با یکی از آنها باز کنی تا با نگاهی مهربان و صورتی که هیچگاه لبخند از رویش پاک نمی شود، به شنیدن قصه های دریا و خلیج همیشه فارس مهمانت کند. می توانی ساعت ها بنشینی و گوش بدهی بدون آنکه به حرکت عقربه های ساعت توجه کنی.

بندر لافت
photo by Somi Riahi

۱۲- مگر می شود این لحظه ها را ثبت نکرد؟

بندر لافت
photo by Ali Fallah | Karnaval

۱۳- تماشای لافت از از داخل یک لنج

بندر لافت
photo by Ali Fallah | Karnaval
بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

۱۴- کم کم، لافت، لباس شبانه اش را می پوشد

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval
بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

۱۵- شب می آید و صدای اذان در همه جا می پیچد…

یکی از جالب ترین نکات معماری در لافت و به طور کلی در جزیره ی قشم، مساجد هستند که به شیوه ای متفاوت از آنچه تا کنون دیده اید آراسته شده اند.

بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval
بندر لافت
photo by Bahareh Fallah | Karnaval

………………………………………………………………………………………………………

روستای بوژان ، ماسوله بهشتی نیشابور

روستای بوژان

چرا روستای بوژان؟


– روستای بوژان یکی از روستاهای پلکانی ایران می باشد که در دامنه کوه ایجاد شده است.

– این روستا به عنوان یک تفرجگاه مهم نزد ساکنان نیشابور شناخته می شود.

– طبیعت بکر، آبشارها، چشمه ها و سایر جلوه های طبیعی بر جذابیت های این روستا افزوده و آن را به یکی از مقاصد گردشگری تبدیل کرده است.

روستای بوژان

روستای بوژان | بهشتی بر روی زمین

در ۲۱ کیلومتری شمال شرقی نیشابور روستایی وجود دارد که وسعت ۱۲۲۵ هکتاری خودش را در دامنه ارتفاعات جنوبی رشته کوه بینالود جای داده است و به عنوان یکی از جاذبه های با ارزش استان خراسان شناخته می شود.

این روستا را با نام بوژان می شناسند و به دلیل وجود طبیعت بکر و دیدنی، ساختار پلکانی و ویژگی های منحصر به فرد تاریخی، به مقصدی تماشایی برای گردشگران تبدیل شده است. به هر گوشه ای از این روستا که سر بزنی، جاذبه ای تازه تو را غافلگیر می کند و رنگی تازه به سفرت می دهد. کافی است تا وقت کافی برای کشف تکه تکه ی این بهشت زمینی را داشته باشی تا با دیدن هر جاذبه آرامشی وصف ناپذیر سراسر وجودت را فرا گیرد. در بوژان لحظه ای تلف نخواهی کرد چرا که دیدنی های زیادی بساط خود را در این روستا پهن کرده اند.

روستای بوژان

معماری روستا | خانه هایی در دل کوه

آنچه که به محض ورود به بوژان به چشم می آید، ساختار خانه های روستا می باشد که بر روی شیبی ملایم، به صورت متمرکز و  پلکانی شکل گرفته و زیبایی خاصی را به آن بخشیده است. گویی خانه ها در قلب کوه جای دارند و به آن تکیه زده اند.

خانه های روستا بر روی یکدیگر قرار دارند و  اگر از داخل معابر روستا به خانه ها نگاه کنید، آنها را به شکل آپارتمان هایی می بینید که بدون پیروی از نظم خاصی در کنار یکدیگر چیده شده اند. هر خانه با سخاوت پشت بام خود را به همسایه ی بالایی قرض می دهد تا نقش حیاط را برای او بازی کند. اولین خانه در پای کوه شکل گرفته و آخرین خانه بر بلندترین نقطه ساخته شده است.

داخل پس کوچه ها در برخی از خانه ها، رفت و آمد مردم از طریق دالان ها ( راهروهای پر پیچ و خم ) صورت می گیرد. در گذشته، اين دالان ها نقش بسيار مهمي را در حفظ امنيت خانه ها ایفا می کردند چرا که جلوي دالان ها دری وجود داشت که به هنگام احساس خطر بسته می شد و ساکنان خانه را در خود حفظ می نمود.

از دلایلی که برای استفاده از معماری پلکانی در این روستا وجود دارد می توان به مسئله ي قبله ي خانه، نداشتن دید خانه ها به یکدیگر و کمبود زمين و غيرمسطح بودن آن اشاره نمود.

روستای بوژان

دیدنی های روستای بوژان

جاذبه های بسیاری در بوژان دست در دست هم دادند تا سفری متفاوت را برایتان رقم بزنند:

۱- رودخانه و آبشار بوژان

در نزدیکی روستا، رودخانه ای جریان دارد که بر طراوت طبیعت می افزاید و یکی از جوان ترین رودخانه های جنوبی رشته کوه بینالود است. این رودخانه با عنوان رودخانه بوژان شناخته می شود و از کوه هایی نظیر گودزرد، بوژان و سیاه خانی سرچشمه می گیرد. طول رودخانه بوژان حدود ده کیلومتر است و در مسیر آن آبشارهای کوچک و بزرگی نیز قرار دارند.

یکی از این آبشارها، آبشار بوژان است که در ۶ کیلومتری روستا و در انتهای دره ای بزرگ موسوم به دره بوژان قرار دارد و برای رسیدن به آن حدود ۲ ساعت پیاده روی در حاشیه رودخانه لازم است.

فراموش نکنید که رسیدن به این آبشار بدون وجود راهنما یا بلد محلی و یا پرس و جو از ساکنان کاری خطرناک است و احتمال گم شدن شما وجود دارد.

روستای بوژان

۲- اماکن مقدس

در بوژان و پیرامون آن دو آرامگاه وجود دارد که نزد مردم از قداست خاصی برخوردار هستند:

* آرامگاه مطهر امام زاده سليم در شرق روستا، محل زیارت ساکنان روستای بوژان و روستای بوژآباد می باشد و  نسب ایشان به امام زین العابدین ( ع ) باز می گردد.

* امام زاده خواجه گل علي که در قسمت جنوب روستا با کمي فاصله از روستا واقع شده و فاقد مقبره می باشد. مردم روستا اعتقاد بسیاری به این امامزاده دارند.

روستای بوژان

۳- چشمه سارها

دست پر سخاوت طبیعت در نقاط متعددی از بوژان آب گوارا را از قلب زمین به ساکنان و مهمانان روستا هدیه می کند. تعداد این چشمه ها بسیار زیاد است و از میان آنها می توان به چشمه اولنگ، چشمه آسیاب، چشمه لوش آب، چشمه کلاغ چینگ، چشمه شکر آب، چشمه بی در، چشمه آب محمود، چشمه گوری دره، چشمه باغ ملا، چشمه ار مرز، چشمه دراز آب، چشمه اویشک، چشمه مرغزاردره،سفید رود و … اشاره نمود.

روستای بوژان

۴- کوه های مرتفع

در قسمت شمال شرقی روستای بوژان و در میان رشته کوه های بینالود، کوه هایی وجود دارند که بر زیبایی منطقه می افزایند. این کوه ها عبارتند از: قله شیرباد با ارتفاع حدود ۳۳۰۰ متر، گود زرد با ارتفاع حدود ۳۳۰۰ متر، کان مس با ارتفاع ۳۰۰۰ متر وقله ی سرچشمه ی مرغزار دره با ارتفاع بیش از ۳۱۰۰ متر که از میان آنها شیرباد به عنوان دومین قله ی بلند این رشته کوه به شمار می رود و به دلیل وزش بادهای سمگین در این منطقه نام شیرباد را بر آن گذاشته اند.

روستای بوژان

۵- طبیعت سحر انگیز

دست نقاش طبیعت به بوژان رنگ و نقشی متفاوت بخشیده و هر گوشه ای از آن را به گونه ای آراسته است. دره بوژان، دره شکراب و مرغزار دره که با کوه ها احاطه شده اند و رقص جویبارها و درختان بهشت را در خاطر رهگذران زنده می کند. در گوشه ای دیگر جاذبه ی طبیعی دیگری به نام تخت هلاکو خودنمایی می کند.

روستای بوژان

تفریحات

در کنار دیدنی های روستا، می توانید این تفریحات را نیز تجربه کنید:

۱- گشت و گذار در روستا

وجود خانه های پلکانی و ساختار ویژه ی آنها باعث شکل گیری کوچه های تو در تو و نامنظم شده که بر جذابیت های روستا می افزاید و تجربه ای متفاوت از قدم زدن و روستاگردی را برای شما به ارمغان می آورد.

روستای بوژان

۲- کوهنوردی

قرارگیری روستای بوژان در میان رشته کوه بینالود و  امکان دسترسی به ارتفاعات قله شیرباد، کلمیش، دریاچه مرتفع چشمه سبز، خط الراس پایور و … ، بهانه ی خوبی است تا کوهنوردان زیادی به این منطقه بیایند و توان خود را برای فتح قله ها محک بزنند. به جز شیرباد، کوه های دیگری نیز در این منطقه وجود دارند که می توانند مقصد خوب برای کوهنوردان و علاقه مندان به این رشته باشد. به دلیل وجود چشمه سارها و آبریز ها در طول مسیر فتح قله، کوهنوردان می توانند به راحتی آب مورد نیاز خود را تامین کنند و از این هدیه ی طبیعت لذت ببرند.

کوهنوردان زیادی از مسیر چشمه شکراب به قله شیرباد صعود می‌کنند.

روستای بوژان

۳- پیک نیک در طبیعت

وجود چشمه سارها، آبشارها، رودخانه بوژان و طبیعت سرسبز و تماشایی در کنار هوای معتدل و مطبوع این امکان را به شما می دهد که در طبیعت پیرامون بوژان روزی فراموش نشدنی را برای خود و همسفرانتان خلق کنید.

روستای بوژان

۴- عکاسی

بافت پلکانی، طبیعت چشم نواز، آبشارهای زیبا و بسیاری از سوژه های دیگر می توانند بهانه ای برای ثبت تصویر در دوربین شما باشند تا خاطره ای ماندگار را برای شما حفظ کنند.

روستای بوژان

۵- جمع آوری گیاهان دارویی

کوهستان بهترین محیط برای رشد و نمو گیاهانی است که هر یک خواصی را در دل خود دارند. بسیاری برای جمع آوری گیاهان دارویی راهی بوژان و روستاهای اطراف می شوند و درمان بیماریها را در طبیعت جستجو می کنند. ریواس، سماق، زیره کوهی، آویشن، خارمشک و بسیاری گیاهان دارویی دیگر در کوهستان شمالی بوژان یافت می شود.

روستای بوژان

مراسم های سنتی بوژان

استان خراسان مرکز موسیقی محلی مانند دوتار، تار و غیره می باشد و آهنگسازان و نوازنده های بسیاری را در خود جای داده است. این هنر به مردم روستای بوژان نیز رسیده و نواختن سازهای سنتی و اجرای آوازهای محلی خراسان در جشن ها و مهمانی های آنها نیز دیده می شود. از جمله این ساز ها می توان به  دوتار، دایره زنگی، قشمه، دهل و سرنا اشاره نمود که جایگاهی ویژه نزد مردم بوژان دارند.

در طول سال، مراسم سیزده بدر، ایام نوروز، چهارشنبه سوری و غیره به شیوه ی خاصی در این روستا اجرا می شود اما از میان همه ی آنها به مهم ترین آنها اشاره می کنیم:

۱- مراسم رقص چوب بازی

رقص چوب بازی مجموعه حرکاتی ریتمیک است که توسط دو نفر انجام می شود. این رقص در مراسم شادی و به ویژه ازدواج از جایگاه خاصی برخوردار است و اجرای آن جزء مهم ترین بخش جشن می باشد.

سازهای دهل و سرنا یا دایره در این مراسم نواخته می شوند و شرکت کنندگان در رقص چوب های کوتاهی در دست می گیرند. با آغاز موسیقی، شرکت کنندگان در رقص شروع به انجام حرکات مخصوصی می کنند و  در هر حرکت چوب هایشان را به هم می زنند.

این رقص باید دو نفره انجام شود اما اگر تعداد شرکت کنندگان زیاد بود می توانند به گروههای دو نفره تقسیم شوند و در کنار هم به اجرای مراسم بپردازند.

روستای بوژان
photo by Morteza Aminorroayani
روستای بوژان
photo by Morteza Aminorroayani

۲- شمایل خوانی در محرم

شمایل خوانی از مراسم ای آیینی روستای بوژان و مناطق دیگر است که در محرم رواج دارد. در طی این مراسم، فردی به عنوان پرده خوان رو به روی پرده ای بزرگ و منقوش می ایستد و  از روی تصویر پرده از جنگ ها و مصائب اولیای دین به ویژه اولیای مذهب شیعه و امام حسین سخن می گوید. پرده خوان تمام این روایات را به صورت آهنگین می خواند و سعی می کند که تماشاگرانش را با خود همراه سازد.

روستای بوژان

مردم روستا

روستاییان بوژان مردمانی ساده، گرم و مهمان نواز هستند که میزبانان خوبی برای گردشگران می باشند و می توانند بهترین لحظات را برای شما رقم بزنند. بر اساس آمار، تعداد ۲۶۶ خانوار در اين روستا به صورت ثابت و متغیر زندگی می کنند که از میان آنها حدود ۸۰۰ نفر به طور ثابت در روستا سکونت دارند و نزديک به ۳۰۰۰ نفر در زمستان روستا را ترک می کنند و به شهر می روند. همه ی مردم روستا مسلمان هستند و پیرو مذهب شیعه می باشند.

مردم مسن روستای بوژان در بیشتر اوقات لباس محلی به تن دارند اما جوانان بیشتر در جشن و شادی لباس محلی می پوشند. لباس زنان روستا رنگین کمانی از رنگ هاست و از پارچه‌های طرح‌دار و رنگارنگ در دوخت آنها استفاده می شود.

در گذشته در روستاي بوژان مردم به دو طایفه سادات حسینی و مردم عادی تقسیم می شدند. با گذر زمان و ثبت نام ها خانوادگی در ثبت احوال ۱۲ طایفه در این روستا شکل گرفت : سادات حسيني، سلطاني، عليشاهي، شاه قلی، اولادي، خدابخشي، رفيعي، شاه محمدي، غفاري،  پنجه باشي، محمدي، بوژمهراني، آقای محمدی

روستای بوژان

اقتصاد روستا

آب،زمين و آب و هواي مناسب از نیازهای اولیه برای شکل گیری اقتصاد بر پایه ی کشاورزی است. وجود رودخانه در این روستا وجود آب را تضمین می کند و آب و هوای معتدل و حاصل خيز نیز در آن وجود دارد اما کوهستاني بودن منطقه محدودیت بسیاری را برای زمین ایجاد می کند. این عامل باعث شده تا کشاورزی، کشت گندم و جو به صورت محدود و دیم رواج یابد و اساس اقتصاد روستا بر باغداري و دامداري استوار گردد.

بسیاری از مردم روستا به باغداری اشتغال دارند. باغات روستا در دو طرف رودخانه جای گرفته اند و برخی از آنها نیز در دره های اطراف روستا دیده می شوند. اداره ی این باغات به صورت خرده مالکی است به این معنا که هر کس، مالک چند قطعه باغ می باشد. در این باغات بیشتر درختان گيلاس، آلبالو، سيب و آلو و گردو به چشم می خورند و محصولات دیگر در اولویت های بعدی قرار دارند. به دلیل نزدیکی کارخانه ی تولید کمپوت گيلاس و آلبالو، این دو میوه از اهمیت بسزایی در باغداری بوژان برخوردار می باشند.

دامداری نیز در این روستا از رونق بسیاری برخوردار است و علاوه بر تولید لبنیات سالم به باغداران نیز کمک شایانی می کند؛ چرا که حضور دام باعث از بین رفتن علف هرز در باغات می شوند و درختان بدون هیچ مشکلی به رشد خود ادامه می دهند. علاوه بر این، کود سالم براي استفاده در زمين و باغ از دام ها تامین می شود و استفاده از آن در بهتر شدن رشد و نمو درختان تاثیر زیادی دارد. همچنین دامداری باعث پرشدن اوقات فراغت کشاورزان و ایجاد یک منبع درآمد برای آنها شده است.

دامداري در بوژان به دو صورت چکه و دامداری رواج دارد. در روش چکه هر خانواده تعدادي گوسفند و گاو و غيره را به صورت شيفتي اداره مي کند. به این معنا که در هر روز يکي از آنها براي چراي دام به چراگاه یا باغ می برند. در روش دامداری فردی که صاحب گله است، گوسفدان و دام خود را به چوپان می سپارد اما امروزه به دلیل هزینه های بالا، این روش منسوخ شده است.

در کنار مردان، زنان روستا نیز با استفاده از پشم تولیدی از دام ها و دیگر مواد اولیه به تولید صنایع دستی مشغول هستند و در کارهای کشاورزی و دامداری نیز به مردان خانواده کمک می کنند.

به علت کمبود زمين زير کشت و وجود آب فراوان، کشاورزان هیچ گاه با کمبود آب مواجه نمی شوند. بيشترين کار برای توليد محصولات در پايان بهار آغاز می شود و در طول تابستان ادامه می یابد و در پاییز به اوج خود می رسد.

علیرغم حضور زنان و بچه ها در فرآيند توليد محصولات کشاورزی، هنوز هم کمبود نیروی کار در این روستا وجود دارد. در زمستان ها کشاورزان که کاری برای انجام دادن در صورت داشتن دام، مشغول به دامداري مي شوند و اگر دام نداشته باشند برای کار به شهر کوچ می کنند. ساکنان نا توان از انجام کار نیز در خانه می مانند تا بهار از راه برسد.

روستای بوژان
روستای بوژان

بافت روستا

بافت مسکونی بوژان، در حاشيه رودخانه به صورت دو قسمت جدا از هم گسترش یافته است. در شرق رودخانه معبر اصلی روستا قرار دارد و در پیرامون آن کوچه ها بدون هیچ نظمی شکل گرفته اند.

خانه های قدیمی هنوز هم در گوشه و کنار روستا وجود دارند اما خانه های جدید بیشتر به چشم می خورند. بعضي از خانه ها در داخل مزرعه يا باغ هستند و همین امر موجب تقویت گردشگری در بوژان شده است. چندین محله در این روستا وجود دارد که از میان آنها می توان به محله ي بالاده، بازنشان، کال عرب، کال وازه، باغ کهنه، کوچه حاجي شاه و محله ميان اشاره نمود.

مسجد روستا درست در وسط روستا قرار دارد و عصرها، محل تجمع ساکنین روستا می باشد. روستاییان در این محل به بحث و اظهار نظر پرداخته و وحدت و هماهنگی خود را حفظ می کنند.

روستای بوژان

خانه های روستا

در شکل گیری خانه های روستایی در سراسر ایران، مصالح بومی منطقه نقش بسزایی داشته اند، در بوژان نیز برای ساخت خانه ها از مصالح موجود در مناطق کوهستاني و به ویژه از سنگ و خشت خام استفاده شده است.

در ساخت سقف خانه های قدیمی تر از چوب استفاده شده اما این امر در خانه های جدید کاربردی ندارد. استفاده از مصالحی نظیر سنگ سيمان و آجر در خانه های جدید مشهود می باشد و سقف خانه ها نیز از آهن و قيراندود ساخته شده است.

در روستای بوژان همانند آنچه در سایر روستا ها نیز مشاهده می شود ساختار خانه ها به شکلی طراحی می گردد که ساکنان کمترین فاصله را با دام و طیور همچون گاو و گوسفند و مرغ داشته باشد.

خانه ها در بوژان دو طبقه هستند. طبقه پايين به طويله، کاهدان و محل نگهداري علوفه و شير اختصاص دارد و در طبقه بالا ساکنان خانه، اقامت می کنند. خانواده هایی که دام بیشتری دارند آن ها را به وسیله دیوار از هم جدا می کنند.

هر خانه شامل اتاق هایی با کاربری های متفاوت است. یکی از اتاق ها خانه نو نام دارد که مخصوص میهمان می باشد و اعضای خانواده کمتر در آن رفت و آمد می کنند.  در قسمتی دیگر نشيمن قرار دارد که محلی است که بیشتر اوقات ساکنان خانه در آن سپری می شود.

در اکثر خانه ها آشپزخانه به خانه متصل شده است، برخی خانه ها حمام و توالت در داخل خانه و يک توالت هم در حياط  دارند اما برخی از این امکانات محرومند و باید از حمام عمومی روستا استفاده کنند.

روستای بوژان
روستای بوژان

تاریخچه

بوژان، روستایی با سابقه ی کهن تاریخی است و بسیاری بر این عقیده اند که ساکنان قدیمی این روستا از بزرگان و افراد سر شناس آن زمان بوده اند. در حدود ۷۰۰ سال پیش وقوع سیل، این روستا را به کلی ویران کرد و فقط قسمت های کوچکی از آن سالم ماندند به همین دلیل جمعیت بوژان روز به روز کمتر شد. مردمانی که از این روستا کوچ کرده بودند پس از مدتی به این منطقه بازگشتند و در قسمت جنوبي بوژان ساکن شدند که امروز با عنوان روستای بوژآباد شناخته می شود.

پس از مدتی درختان و گیاهان شروع به رشد کردند و سراسر کوه را فرا گرفتند. ساکنان سابق با این تصور که این گیاهان می توانند سد راه سیل شوند باز هم به این روستا بازگشتند. امنیت و آبادانی در بوژان گسترش یافت و دوباره رونق سابق خود را به دست آورد. به دستور ناصر الدین شاه، در زمان سلطنت وی، مالیات روستا به فردی به نام رئیس العلماء از علمای بوژان داده می شد. این فرد کدخدای روستا بود و حفظ امنیت آن را بر عهده داشت. وی با دریافت مالیات از افراد ثروتمند و بخشیدن مالیات افراد فقیر باعث دلگرمی مردم و آبادانی بوژان شد. بسیاری از مردم شهر راهی بوژان می شدند و خانه هایی را برای سکونت از ساکنان اجاره می کردند. رئیس العلماء و نوادگانش در حدود ۱۰۰ سال، بوژان را در اختیار داشتند و تقریبا در سال ۱۳۲۰ این روستا به دست ماموران دولتی افتاد.

در سال ۱۳۴۱ دوباره سیل عظیمی به راه افتاد و مجددا این روستا را ویران نمود. ۱۵ نفر از ساکنان روستا به دلیل طغیان رودخانه از بین رفتند. در ابتدا رودخانه بوژان از وسط دو معبر شرقی و غربی روستا می گذشت و مردم با ایجاد سدی بر روی آن از محل تجمع آب به عنوان حوضچه ای برای آب تنی استفاده می کردند. سنگ های بزرگی به همراه سیل به سمت بوژان آمد و همه چیز را بر سر راه خود نابود ساخت اما باز هم ساکنان توانستند به این روستا رونق دهند.

در مرداد ماه سال ۱۳۶۵ سيل از قسمت شمالي کوهستان به سمت بوژان سرازير شد. این سیل به جان مردمانی افتاد که برای تفرج و تفریح به بوژان آمده بودند، خودروهاي زيادي در مسير رودخانه از بین رفتند و سیل۲۰۰ نفر زن و مرد از جمله ۱۲ نفر از اهالی روستا را با خودش برد.

عده اي در زير گل و لاي ناپديد شدند و همه ی اعضای برخی خانواده ها به طور کامل از بین رفتند. از پنجره ی سمت شمال مسجد، سنگ بزرگی به درون آن آمد اما ديوارها و سقف سالم ماند. با وقوع این سیل و تاثیرات روانی آن بر روی مردم نیشابور، دیگر کمتر کسی به بوژان می آمد و  سقوط هواپيماي مسافري در قسمت شمالي روستا در اسفندماه سال ۱۳۶۵ و کشته شدن تمام سرنشینان آن به ترس مردم از این منطقه افزود.

پس از گذشت سال ها ساکنان قدیمی روستا باز هم توانستند بوژان را احیا کنند تا جایی که به یکی از مهم ترین تفرجگاه های نیشابور تبدیل شود.

روستای بوژان

سوغات بوژان

به دلیل شرایط مناسب برای باغداری، میوه های این روستا از کیفیت بالایی بر خوردارند و می توانند ره آورد خوبی برای عزیزانتان باشند. از سوی دیگر پوشش گیاهی خوب و تغذیه مناسب دام و طیور باعث شده تا محصولات به دست آمده از آنها از نظر کیفیت در سطح بالایی قرار گیرند و بسیاری را برای خرید این اقلام به این روستا بکشانند.

در این میان صنایع دستی تولید شده توسط زنان روستا نیز طرفداران خاص خود را دارد. زنان در این روستا به قالی بافی و فرت بافی مشغول هستند و محصولات خود را به گردشگران ارائه می کنند.

فرت بافی یا تن بافی به هنر بافت و تهیه ی چیزهایی از قبیل حوله، چادر شب، سفره، بقچه و… گفته می شود که نخ مورد نیاز آن در نتیجه تابیدن پشم با دستگاه نخ ریسی تولید می گردد.

روستای بوژان

غذاهای سنتی بوژان

تجربیات خوشمزه ای نیز در این سفر وجود دارند که می توانید به سراغ آنها بروید. این تجربیات خوشمزه غذاهای محلی متنوع و مختلفی هستند که در بوژان طبخ می شوند و عبارتند از:  بلغور شیر، کشک، کوکو قارچ، کله جوش، حلوای محلی، فطیر مسکه، نان تفدون، انواع آش، کباب، خورشت و آبگوشت.

روستای بوژان

پوشش گیاهی

خاک بوژان سیاه و سرخ، دارای سنگ ريزه و بسیار حاصلخیز است به گونه ای که هر نوع گیاهی در آن فرصت رشد می یابد. وجود آب و هواي معتدل کوهستاني نیز به رشد این گیاهان کمک می کند و سرسبزی و خرمی را برای بوژان به ارمغان می آورد.

بعد از تحقیقاتی که کارشناسان بر روی پوشش گیاهی روستای بوژان انجام دادند مشخص شد که در این منطقه  ۷۶ گونه ی گیاهی از ۲۶  تیره و ۶۴ جنس وجود دارد. پروانه آسایان(Papilionaceae) ، تیره های کاسنی (Asteraceae)، نعنایان(Lamiaceae) و گل گاو زبان(Boraginaseae) از فراوانترین آنها می باشند که هر کدام ۹٫۲ درصد از گونه ها را شامل می شوند. همچنین بیشتر گیاهان منطقه ریشه ی ایرانی – تورانی دارند و حدود ۲۳ درصد آنها دارای خواص درمانی می باشند.

روستای بوژان

پوشش جانوری

در روستا دام های بسیاری وجود دارند اما در اطراف آن و به طور کلی در رشته کوه های بینالود حیواناتی از قبیل  قوچ، میش، عقاب، پلنگ، گرگ، شغال و روباه نیز یافت می شود.

روستای بوژان

دلیل نامگذاری

این روستا در میان ساکنان شهر نیشابور و به گویش اهالی نیشابور، بُژ یا بِجُو نامیده می شود و بوژان در این گویش به معنای رشد کرده به کار می رود.

برخی دیگر می گویند به دلیل وجود گیاه بوژانه در این منطقه نام بوژان را بر این روستا گذاشته اند. این گیاه برگ های ریز و کوچک، ساقه ی بلند و بوی تندی دارد و برای جلوگیری از پوسیده شدن لباس ها توسط موریانه، این گیاه را داخل آنها می گذارند.

از سوی دیگر می توان ریشه ی بوژان را در لغت بوران جستجو کرد. بوران به معنی باد شدیدی است که زمان بارش برف دانه های برف را جابه جا می کند و احتمالا این اسم را به خاطر هوای کوهستانی و سرد روستای بوژان به آن داده اند.

در فرهنگ دهخدا و معین، بوژ به معنی گرداب، سیلاب سهمگین یا تب سنگین بدن آمده است. در برخی منابع کلمه ی بوژنه به معنای غنچه و شکوفه ی درخت به کار می رود و اهالی بوژان نیز به غنچه بوژ می گویند. در این صورت از ترکیب پسوند “ان ” با بوژ می تواند به مکان سیلاب های سهمگین یا  محل پر از شکوفه و غنچه اشاره داشته باشد.

عده ای می گویند که بوژان از کلمه ی بوژ آمده است که دارای معانی مختلفی می باشد. در برخی متون این کلمه به معنای روییدگی و به وجود آمدن سبزی بر روی لباس ها، گلیم و فرش در نتیجه ی رطوبت و نم زیاد، به کار رفته است و در برخی دیگر معانی دیگری مانند گرداب، زنبور سیاه و  تنه ی درخت دارد.

از  پسوند بوژان برای نامگذاری چشمه ساران یا مرغزاران نیز استفاده می کنند و احتمال می رود که به دلیل سرسبزی منطقه و وجود چشمه های فراوان، نام بوژان را بر آن گذاشته باشند.

باید توجه داشت که جای جای نیشابور روستاهایی همچون بوژ آباد، بوژ مهران، حصار بوژان و غیره وجود دارد که نامی شبیه به بوژان دارند و همگی دارای آب و هوای مشترکی هستند. همین امر سبب شده تا احتمال ریشه ی بوژنه یا بوژ بیشتر مطرح گردد و بوژان به معنی درختان پر از شکوفه و گل در فصل بهار تعبیر شود.

روستای بوژان

آب و هوا

روستای بوژان در ارتفاعات جنوبی رشته کوه های بینالود و در ارتفاع ۱۶۰۰ متری از سطح دریا واقع شده و به همین دلیل آب و هوای معتدل کوهستانی بر آن حاکم است. میانگین سالانه دما در این روستا ۱۴.۳ درجه سانتی گراد و متوسط بارندگی آن ۱۳۹.۹ میلی متر است و نسبت به نیشابور بین ۵ تا ۱۰ درجه سردتر می باشد.

روستای بوژان

بهترین فصل سفر

به دلیل آب و هوای کوهستانی روستا، بهتر است در فصول گرم یعنی بهار و تابستان سفر به آنجا را تجربه کنید.

بهار: به دلیل وجود تعداد زیادی از درختان میوه، شکوفه ها جلوه ی خاصی به باغات بوژان می دهند و منظره ای تماشایی را ایجاد می کنند.

تابستان: آب وهوای معتدل بوژان این فرصت را به شما می دهد تا از گرما ی تابستان فرار کنید و در سایه سار درختان سرسبز از تماشای زیبایی های این روستا لذت ببرید.

پاییز: لباس رنگین درختان تصویری متفاوت به این روستا می دهد.

زمستان: هوا بسیار سرد می شود و برف و یخ بندان روستا را فرا می گیرد.

روستای بوژان

اقامت در روستای بوژان

برای اقامت در این روستا می توانید با همراه داشتن کارت شناسایی معتبر از خانه معلم و یا سوییت های محلی استفاده کنید. همچنین می توانید در نیشابور و در هتل ها و مهمانسراهای این شهر اقامت داشته باشید. اگر دوست دارید کمپینگ در طبیعت را تجربه کنید می توانید در طبیعت بی نظیر بوژان چادر خود  را برپا سازی. برای آشنایی با کمپینگ مطالب زیر را مطالعه نمایید:

 

روستای بوژان

موقعیت جغرافیایی

روستای بوژان از شرق به روستای سوقند، از غرب به روستای دربهشت و اردوگاه باغرود، از جنوب به دو روستای بوژآباد و حصار و از سمت شمال به مشهد محدود شده است.

روستای بوژان

راه دسترسی به روستا

آدرس

استان خراسان رضوی، ۱۳ کیلومتری شمال شرقی نیشابور

راه دسترسی

برای رسیدن به این روستا به نیشابور بروید و پس از گذر از این شهر وارد راه آسفالته ای شوید که به بوژان منتهی می شود و در مسیر از کنار روستاهای حمیدآباد و فوشنجان و حصار بوژان، نیز می گذرد.

فاصله از مرکز استان و شهرهای اطراف

مشهد: ۱۲۰ کیلومتر

نیشابور: ۱۳ کیلومتر

راه دسترسی به آبشار

همانگونه که گفتیم رسیدن به آبشار بوژان تنها با حضور راهنما ممکن است اما برای آنکه کمی با مسیر آشنا شوید درباره ی آن توضیحاتی را ارائه می دهیم:

برای رسیدن به آبشار، پس از گذر از روستا باید وارد دره بوژان شوید و مسیر رودخانه را به سمت شمال در پیش بگیرید. در این مسیر از کنار باغ های میوه عبور می کنید و چشمه ها با آبی گوارا از شما پذیرایی خواهند کرد. با رسیدن به چشمه شکراب، دره بوژان تنگ تر می شود اما می توانید راه را از مسیر پاکوب ادامه دهید. در نقطه ای از دره، رودخانه به دو شاخه تقسیم می شود که باید مسیر شرقی را دنبال کنید.

در اینجا نیز دو راه وجود دارد :

* مسیر ویژه سنگ نوردان: یکی از مسیرهایی که شما را به آبشار می رساند، توسط هیئت کوهنوردی نیشابور ایمن سازی شده است. این  راه بیشتر مناسب افراد ورزشکار و آشنا به سنگ نوردی، می باشد. اگر برای رسیدن به آبشار این راه را انتخاب کنید، در ابتدا وارد رودخانه می شوید و بعد از حدود ۱۰ دقیقه پیاده روی بعد از تنگ شدن دره، وارد مسیر ایمن شده می شوید. بعد از طی این راه به آبشار خواهید رسید.

* مسیر ویژه مردم عادی: می توانید راه پاکوب را که توسط روستاییان برای حمل محصولات توسط چهارپایان ایجاد شده است، را در پیش بگیرید و پس از ۲۰ دقیقه به بالای یال ( دیواره ) دره می رسید. در اینجا باید مسیر شرقی را ادامه داده تا با کم شدن ارتفاع به سمت رودخانه هدایت شوید. پس از عبور از رودخانه یک فضای درختکاری و تعدادی آبشار کوچک به چشم می خورد اما برای دیدن آبشار اصلی راه سمت راست رودخانه را ادامه دهید. این مسیر حدود ۱۰۰ متر از آب بالا می آید و ۳۰۰ متر امتداد دارد.

پس از طی این مسیر از کنار آبشار کوچک دیگری گذر می کنید و با ادامه ی مسیر در همان سمت رودخانه، پس از ۱۵ دقیقه آبشاری با طول ۲۴ متر را در انتهای دره خواهید دید. در این قسمت عرض دره به کمتر از ۵/۲ متر می رسد و در صورت تمایل برای ادامه مسیر باید از یک راهنمای باتجربه و آمادگی جسمانی استفاده کنید.

………………………………………………………………………………………………

 تصاویری از طبیعت بهاری رامسر ، بهشتی رویایی در مازندران

– تصویری از طبیعت بهاری در ارتفاعات رامسر

طبیعت بهاری رامسر

۲- ییلاق های گیلان در بهار همچون بهشتی بر روی زمین هستند

طبیعت بهاری رامسر

۳- چشم اندازی زیبا از شهر رامسر در تاریکی شب

طبیعت بهاری رامسر

۴- ییلاق مازیچال در اولین روزهای بهار هنوز لباسی پاییزی به تن دارد

ییلاق مازیچال در فصل بهار

۵- شهرهای اطراف هم در زیبایی دست کمی از رامسر ندارند…

طبیعت زیبای شهر تنکابن

طبیعت بهاری تنکابن

۶- ساحل زیبای رامسر همیشه دیدنی است

ساحل زیبای رامسر

۷- تن پوشی زیبا بر تن طبیعت رامسر

طبیعت بهاری رامسر
طبیعت بهاری رامسر

۸- طبیعت زیبای روستای جواهرده

روستای جواهرده رامسر
روستای جواهرده رامسر

۹- جواهرده زیر سایه ای از ابرها

جواهرده رامسر
……………………………………………………………………………………………………………..

منبع عکس ها و بعضی متون از کارناوال

این داستان ادامه دارد……..

نویسنده مطلب: daraman

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *